
شهرام ناظری گفت: «خیلیها خیلی ادعاهای زیادی دارند اما من، شهرام ناظری فرزند ایران و از نژاد کرد از ابتدای انقلاب یعنی سال ۵۷ تا امروز که دارم با شما سخن میگویم، در این مدت ۳۳ سال نه کمک مالی و نه وامهای آنچنانی گرفتهام و نه زمین و نه خانه و نه هیچ چیز دیگر. هرگز از کسی یا نهادی نه تنها چیزی طلب نکردهام، حتی حق و حقوق طبیعی ۳۰ ساله خود را نیز نگرفتهام. این را بدان سبب آوردهام که بدانید یک هنرمند با چه شرایطی در این مملکت روند کار هنری خود را ادامه داده است. خیلیها و خیلی از مراکز وامدار من هستند اما من وامدار کسی نیستم برای همین خدا را شکر که سربلندم….»
به گزارش مجلهی موسیقی ملودی شهرام ناظری در گفتوگویی مفصل با ماهنامه «تجربه» از پخش بدون مجوز آثارش از صداوسیما گله کرد. او گفت: «اکنون بیش از ۳۰ سال است که صداوسیما آثار و صدای مرا به گونههای مختلف مورد استفاده قرار داده و پخش کرده است و جالب اینجاست که در این مدت ۳۰ سال که در حقیقت یک عمر محسوب میشود بدون اجازه از من و بدون اطلاع من و بدون در نظر گرفتن حق و حقوق من از نظر کپیرایت عمل کرده است.»
این خواننده سرشناس کشورمان در ادامه گفت: «هر کدام از شما مسئولان ۳۰ ماه حقوقتان را دریافت نکنید چه واکنشی نشان میدهید؟ حال ببینید من شهرام ناظری که ۳۰ سال یعنی یک عمر تحمل کردهام، همچون کوه ایستادهام، من میگویم دیگر بس است. بیعدالتی بس است. بیایید بعد از ۳۰ سال به هنرمندان واقعی و اصیل کشور احترام بگذارید.»
ناظری در خاتمه افزود: «خیلیها خیلی ادعاهای زیادی دارند اما من، شهرام ناظری فرزند ایران و از نژاد کرد از ابتدای انقلاب یعنی سال ۵۷ تا امروز که دارم با شما سخن میگویم، در این مدت ۳۳ سال نه کمک مالی و نه وامهای آنچنانی گرفتهام و نه زمین و نه خانه و نه هیچ چیز دیگر. هرگز از کسی یا نهادی نه تنها چیزی طلب نکردهام، حتی حق و حقوق طبیعی ۳۰ ساله خود را نیز نگرفتهام. این را بدان سبب آوردهام که بدانید یک هنرمند با چه شرایطی در این مملکت روند کار هنری خود را ادامه داده است. خیلیها و خیلی از مراکز وامدار من هستند اما من وامدار کسی نیستم برای همین خدا را شکر که سربلندم.»
تور اروپایی محمدرضا شجریان و گروه شهناز به سرپرستی مجید درخشانی از ۲۵ شهریور با اجرای قطعات جدید آغاز و در دو بخش اجرا می شود. اجرای بخش اول در دستگاه سه گاه و بخش دوم در آواز بیات اصفهان خواهد بود. به گزارش مجلهی موسیقی ملودی یه نقل از سایت دلآواز، آغازگر بخش اول، قطعه آرام پیش درآمد از ساختههای مجید درخشانی است که با اجرای درآمد و زابل، با کمی تندتر شدن ریتم به تصنیف «ساقی نامه» از ساختههای محمدرضا شجریان با تنظیم مجید درخشانی میرسد. «ساقی نامه» فرمی بسیار قدیمی است که در ردیف موسیقی ایرانی که در برخی دستگاهها اجرا میشود. محمدرضا شجریان با استفاده از این فرم برای اولین بار در دستگاه سه گاه، این تصنیف را ساختهاست.
بخش دوم با پیش درآمد شوشتری در آواز بیات اصفهان اثر استاد جلیل شهناز (که نام گروه به پاس احترام به هنر ماندگار ایشان انتخاب شده است) در شش هشتم کند آغاز میشود. این پیش درآمد برای گروه توسط مجید درخشانی تنظیم شده است. سپس ساز و آواز به صورت بداهه اجرا میشود. در ادامه چهار مضراب اصفهان از ساختههای محمدرضا شجریان در میزان شش شانزدهم با تنظیم مجید درخشانی اجرا میگردد. سپس ساز و آواز به صورت بداهه خوانی و بداهه نوازی اجرا شده و پس از آن تصنیف «فکر عشق» ساخته محمدرضا شجریان روی شعر حافظ با ضرب آهنگ و حال و هوای تصانیف قدیمی موسیقی ایران با تنظیم مجید درخشانی توسط گروه اجرا میشود. | |
مجلهی موسیقی ملودی
یک صدا، یک ساز و استاد پرویز یاحقی

شهرزاد شاهکرمی: هجدهم مرداد ماه ۱۳۷۲ خورشیدی ساعت ۸:۱۵ شب: دوربین فیلمبرداری روشن می شود و تصویری از «پرویز یاحقی» که مقابل دوربین ایستاده است را میبینیم. او قصد دارد تصاویری را از خود و صدای سازش به یادگار بگذارد و میخواهد با این کار چهرهای واقعی از خودش به عنوان یک نوازنده و هنرمند صاحب سبک در ویلن و موسیقی ایرانی برجای بگذارد تا راه سواستفاده از این قبیل آثار هنرمندان، پس از فوت صاحب اثر، از بین برود.
پرویز یاحقی متولد ۳۱ شهریور ماه ۱۳۱۵ است. در ۱۶ سالگی به ریاست برنامه کنسرت شماره ی ۳ رادیو درآمد و به دلیل دوستی با بیژن ترقی (ترانه سرا) از او خواست که برایش ترانه بسراید و به این ترتیب اولین ترانه برای آهنگ یا حقی در دستگاه ماهور به خوانندگی مرحوم مرضیه ساخته و از رادیو پخش شد.
یاحقی پایه ی ثابت برنامه گلهای رادیو قبل از انقلاب بود و بسیاری از خواننده های آن دوران با آهنگهای او معروف شدند، و با صدای ویلن اش خیلی ها دل به موسیقی ایرانی بستند.
از سال ۱۳۵۸ به بعد وسایل صوتی و میکروفن های حرفه ای توسط یاحقی و جمعی از دوستان وی خریداری و جمع آوری شد و خانه وی تبدیل به محلی برای ضبط های خصوصی گردید.که در آن استاد جلیل شهناز (نوازنده تار) و استاد جهانگیر ملک (نوازنده تمبک) در ضبط سری B,A و استاد امیرناصر افتتاح (استاد تمبک) در ضبط سری c، شرکت داشتند.
پرویز یاحقی بسیار شیفته ی موسیقی بود آن چنان که خود وی در این باره می گوید:”تمرینات روزانه ی من و یا بهتر بگویم، تمرینات شبانه روزی ام یکی از عجیب ترین دوران زندگانیم بود. حال که به آن سالهای گذشته نگاه می کنم، می بینم چه دوران پرمشقت و عجیبی را پشت سر گذاشته ام؛ مشقت نه از آن جهت که تمرین برایم سخت بود، چرا که من عاشق موسیقی هستم تنها از آن جهت که برایم عجیب بود.”

پرویز در دوران مدرسه ساعت ۵ صبح قبل از سایر اهل خانه از خواب بیدار می شد و در اتاق کوچکی که خود آن را به زیرزمین تشبیه می کند و در کنج خلوتی که مادرش برای او مهیا کرده بود و به دور از خواب اهل خانه، مشق ساز می کرد. تمرین او تا ساعت ۳۰ : ۷ دقیقه صبح به طول می انجامید و پس از آن با عجله به سمت مدرسه که فاصله چندانی با خانه نداشت، می رفت و ظهر پس از مدرسه به خانه بازگشته و از ساعت ۲ بعدازظهر به تمرین ادامه می داد تا ساعت ۴ که دوباره به مدرسه می رفت و پس از بازگشت از مدرسه به تمرین می پرداخت تا شب که در کلاس درس استادش حضور یابد.
این شیوه ی زندگی پس از ۶ یا ۷ سال به قول یاحقی: “سه دردسر بزرگ “برای او رقم زد؛ ضعف بدن و بیماری ریوی، نگرانی اهل خانه و سرانجام شکایت و اعتراض همسایه ها که گاه و بی گاه صدای ویلن یاحقی را می شنیدند.
یاحقی با دوربین تصاویری از ویلن خود ضبط می کند و می گوید: این ویلن توسط استاد ابراهیم قنبری ساخته شده که پس از ۳۰ سال اجرای برنامه در رادیو وکنسرت های متعدد در نقاط مختلف کشور و سفرهای فراوان قرار است ماه آینده (مهرماه) توسط استاد قنبری باز شود.
یاحقی هم چنان دوربین در دست مشغول ضبط تصاویری از سفره هفت سین است که به گفته خودش به دلیل تب و بیماری اخیر نتوانسته آنطور که می خواهد آن را بچیند. یاحقی در حالی که تصویری از سبزه هفت سین می گیرد، می گوید:
“همه چیز شکل جدیدی یافته حتی سبزه هفت سین که با سبزه ی دوران کودکی ام متفاوت است.”
یاحقی سرانجام در ۱۳ بهمن ماه ۱۳۸۵ دار فانی را وداع می گوید و پیکرش در حالی در منزل شخصی اش یافت می شود که ۴۸ ساعت از فوت او گذشته بوده است.
سوز و گداز نه برای رفتن که برای فرصتهای از دست رفته است. (احمد شاملو)
این متن با الهام از مستند “کنسرتی که هرگز اجرا نشد” ساخته بهمن فرمان آرا، نوشته شده است.
شوالیهی آواز ایران با همراهی فرزندش موسیقی ایرانی را به کانادا میبرد. |
||
ملودی مگ:

در ضیافتی که با حضور شهردار تهران و جمعی از اهالی هنر برگزار شد،سالن بتهوون خانه هنرمندان به سالن استاد جلیل شهناز تغییر نام یافت.
به گزارش مجله موسیقی ملودی از خبرآنلاین، مجید سرسنگی در ویژه برنامه «ملکوت کلمات» دلیل این تغییر نام را تذکر محمدباقر قالیباف در یکی از جلساتی که با او داشته عنوان کرد و یادآور شد:«بعد از دیدار با شهردار تهران و تذکر درباره تغییر نام این سالن تصمیم گرفته شد که این سالن تغییر نام یابد.»
سپس حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی خبر از تغییر نام سالن بتهوون به نام جلیل شهناز داد و گفت:«هفته گذشته به همراه آقای پیرنیاکان، طلوعی و سرسنگی به عیادت استاد شهناز رفته بودیم که در آنجا آقای سرسنگی متذکر شد که در خانه هنرمندان ایران، همه سالنها به نام مفاخر معاصر ایران است بهجز سالن بتهوون که ظاهرن قرار بوده نام دیگری داشته باشد اما به خاطر تعجیل در این امر، نام بتهوون بر آن گذاشته شد. گر چه این موسیقیدان، یکی از نوابغ تاریخ موسیقی جهان است اما در خانه هنرمندان یک وصله ناجور به شمار میآمد.»
مدیرعامل خانه موسیقی افزود: «روز ۱۶مردادماه در جلسه شورای عالی خانه هنرمندان تغییر نام سالن بتهوون به سالن استاد جلیل شهناز تصویب شد که البته در مراسم ویژهای با حضور هنرمندان این نامگذاری را تکمیل خواهیم کرد.»
برگزاری کنسرت کیهان کلهر و حسین علیشاپور در اروپا
![]() کیهان کلهر آهنگساز و نوازنده کمانچه به همراه حسین علیشاپور، آوازخوان، آبان ماه ۹۰ کنسرتی را در چند شهر اروپایی برگزار میکنند. به گزارش مجلهی موسیقی ملودی حسین علیشاپور ضمن اعلام این خبر گفت: این کنسرت در قالب گروه همنوازان کلهر اجرا میشود و علی بهرامی در آن سنتور باس و مجید خلج سازهای کوبهای مینوازند. به گفته علیشاپور این کنسرتها که در کشورهای انگلستان ، فرانسه ، هلند ، بلژیک و مجارستان اجرا می شوند که در مجموعه ۶ تا ۸ اجرا را در بر میگیرد و کیهان کلهر در این اجرا ساز شاهکمان را خواهد نواخت. به گفته علیشاپور این کنسرتها در آواز بیات اصفهان و بر اساس اشعاری از مرحوم مهدی اخوان ثالث اجرا خواهد شد. از علیشاپور در چند ماه اخیر آلبومهای بادبان شکسته،به آهنگسازی حسین قاسمپور و آوای تو به آهنگسازی فرهاد ابراهیمخانی به بازار موسیقی عرضه شده است. همچنین در چند روز آینده دو آلبوم تنها با آهنگسازی سیامک جهانگیری، نوازنده نی که اجرایی حرفهای از خود در کنسرت گروه دوستی(حسین علیزاده و شهرام ناظری) به یادگار گذاشت، و طغیان به آهنگسازی میدیا فرجنژاد عرضه عمومی خواهد شد. کیهان کلهر آهنگساز و نوازنده کمانچه به همراه حسین علیشاپور، آوازخوان، آبان ماه ۹۰ کنسرتی را در چند شهر اروپایی برگزار میکنند.
|
20 و 21 مرداد برگزار میشود کنسرت مسعود شعاری به همراه گروه همساز در نیاوران مسعود شعاری به همراه گروه همساز 20 و 21 مرداد در فرهنگسرای نیاوران قطعاتی تلفیقی از موسیقی ایران و هند را به روی صحنه خواهد برد. |
مسعود شعاری با بیان این مطلب گفت: در این کنسرت ما سهنوازیهایی را با همراهی سازهایی چون سه تار، گیتار کلاسیک، تبلا و عود اجرا خواهیم کرد. این در حالی است که در بخشهای دیگر این اجرا بداههنوازیهایی از تمام سازهای حاضر در این کنسرت خواهیم داشت. بداههنوازیها قرار است بر روی پایه ثابتی که سایر نوازندهها خواهند نواخت شکل بگیرد. |
محمد یگانه در گفتوگو با «نای»: دوتار شمال خراسان بهترین ابزار روایت موسیقایی شاهنامه است موسیقی نواحی و به خصوص دوتار شمال خراسان به دلیل ظرفیت های ویژه اش بهترین و مناسب ترین ابزار روایت شاهنامه محسوب می شود. |
محمد یگانه در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران ضمن بیان این مطلب گفت: من چهار دهه از عمر خود را صرف کار بر روی دوتار کرده ام و در طول این مدت به تناسب عجیبی که میان دوتار خراسان شمالی و شاهنامه وجود دارد پی برده ام. |
تکرار تقلید/نجفیان: برخی خوانندگان تصور میکنند صدای خوبی دارند خواننده و آهنگساز «رسم زمونه» گفت: متاسفانه با وجود چنین گنجینهای غنی، امروز خوانندگانی را میبینیم که هیچ شناختی از دستگاه و ردیفهای موسیقی ندارند و تنها به تصور داشتن یک صدای خوب، وارد عرصه موسیقی و خوانندگی شدهاند. |
رسول نجفیان خواننده و آهنگساز در گفتوگو با پایگاه اطلاعرسانی موسیقی ایران، یکی از دلایل ماندگاری ردیفهای موسیقی ایرانی را تعزیه دانست و اظهار کرد: تعزیه آزادترین پدیدهای بود که نوای موسیقی به شکل آوازخوانی در آن وجود داشت و تمام ردیفها و گوشههای موسیقی ایرانی، از برکت تعزیه برای ما مانده است. |
تهیهی بلیت کنسرت استانبول استاد شجریان از طریق سایت دلآواز امکانپذیر است. | |
عیادت هنرمندان از «جلیل شهناز» ![]() جمعی هنرمندان عرصه موسیقی به همراه مدیرعامل خانه هنرمندان ایران با حضور در منزل جلیل شهناز از او عیادت كردند. |
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی موسیقی ایران، در این دیدار هنرمندان با حضور در منزل استاد، از آخرین وضعیت جسمانی و روند بهبودی این پیشكسوت حوزه موسیقی با خبر شدند. |
گزارشی از کنسرت حسین علیزاده و شهرام ناظری؛ «آی عشق آی عشق....» موسیقی ما - گروه «دوستی» طی دو شب اجرای کنسرت «ترنمی در هوای بیچگونگی»، در شبهای تابستانی تهران به صحنه رفتند. سالن «میلاد» نمایشگاه بینالمللی تهران، شامگاه (چهارشنبه و پنجشنبه پنجم و ۶ مردادماه) مملو از مشتاقان و علاقهمندان موسیقی بود که آمده بودند شاهد هنرنمایی شهرام ناظری ـ شوالیه آواز ایران ـ و حسین علیزاده ـ نوازنده و آهنگساز ـ و دیگر اعضای گروه «دوستی» ـ که زمانی تعدادی از آنها در گروه «چاوش» سالها با هم بودند ـ باشند؛ اردشیر کامکار، سعید فرجپوری، محمد فیروزی، پژمان حدادی، بهنام سامانی، سیامک جهانگیری و روزبه رحیمی از جمله اعضای گروه «دوستی» هستند. گروه «دوستی» که این کنسرت را به «هـ. الف. سایه» بهخاطر «نقش بزرگی که در روند اندیشه نسل امروز موسیقی ایران داشته»، تقدیم کرده است، درباره اجراهایش عنوان کرده است: «یاران دلتنگ تشنهلب در جستوجوی هم چو پرگار به یک نقطه رسیدند به دوستی، به عشق به نوازش آهنگی که از دیرباز طنینانداز بود. دو یار دیرین سالها در کنار هم، آثاری به یادگار گذاشتند که در تمام این دوران، تا به امروز، دوستی و همدلیشان باقی است. شهرام ناظری، حسین علیزاده با یاران دیگر در کنار هم قرار میگیرند تا دیگر بار نغمه دوستی سردهند. گروه «دوستی» در نخستین گام به شوق پرویز مشکاتیان و یاد عزیزش» نغمهای از او مینوازد و میخواند، باشد که پیام دوستی را، همصدا و همدل سر داده تا یاران دیگر در این مسیر همراه شوند.» در بخش اول برنامه با تشویق تماشاگران، شهرام ناظری، حسین علیزاده و پژمان حدادی به روی صحنه آمدند و کنسرت «در هوای بیچگونگی» را با بداههخوانی و بداههنوازی آغاز کردند. در ابتدا حسین علیزاده تارش را به دست گرفت و نواخت، بعد از دقایقی تکنوازی تار، پژمان حدادی با تمبک همراهیاش کرد و سرانجام شهرام ناظری، شعری از نیما یوشیج را خواند؛ شعرهایی که بنا بر اعلام گروه، با توجه به حس لحظه انتخاب میشد: «ریرا.... ریرا.... دارد هوای آنکه بخواند در این شب سیا. او نیست با خودش. او رفته با صدایش، اما خواندن نمیتواند. یک شب، درون قایق، دلتنگ خواندند آنچنان که من هنوز هیبت دریا را در خواب میبینم.» شهرام ناظری در ادامه بخش دیگری از شعر پدر شعر نو ایران را خواند: ریرا... صدا میآید امشب از پشت کاج که بند آب برق سیاهتابش تصویری از خواب در چشم میکشاند. گویا کسی است که میخواند...» همچنان تار علیزاده و تمبک پژمان حدادی مینواختند که ناظری باز با توجه به حس لحظه، سراغ شعرهایی از احمد شاملو رفت: «همه لرزش دست و دلم از آن بود که عشق پناهی گردد، پروازی نه گریزگاهی گردد. آی عشق آی عشق چهره آبیات پیدا نیست ... آی عشق آی عشق رنگ آشنایت پیدا نیست....» پس از این قطعه، شهرام ناظری، حسین علیزاده و پژمان حدادی صحنه را ترک کردند و دقایقی بعد با همراهی بقیهٔ اعضای گروه «دوستی»، اردشیر کامکار، سعید فرجپوری، محمد فیروزی، بهنام سامانی، سیامک جهانگیری و روزبه رحیمی در پی تشویق تماشاگران به صحنه آمدند و در بخش «آواز دشتی»، قطعه «خزان»، از ساختههای حسین علیزاده از مجموعهٔ «شورانگیز»، اجرا شد و سپس اردشیر کامکار و سعید فرجپوری برای دقایقی دونوازی کمانچه کردند. در بخش پایانی بخش اول کنسرت گروه «دوستی»، تصنیف «به شکوفه به باران» از ساختههای زندهیاد پرویز مشکاتیان با شعری از محمدرضا شفیعی کدکنی به اجرا درآمد. شهرام ناظری در این بخش خواند: - «به کجا چنین شتابان؟» گون از نسیم پرسید. - «دل من گرفته زینجا، هوس سفر نداری ز غبار این بیابان؟» - «همه آرزویم، اما چه کنم که بسته پایم...» - «به کجا چنین شتابان؟» - «به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم.» - «سفرت به خیر! اما تو و دوستی خدا را چو ازین کویر وحشت به سلامتی گذشتی، به شکوفهها، به باران، برسان سلام ما را.» در ادامه با تنفسی ۳۰دقیقهیی، بخش دوم کنسرت «ترنمی در هوای بیچگونگی» آغاز شد. در بخش دوم، «راست پنجگاه»، مقدمه راست با تصنیف «نقاش چین» آغاز شد و سپس «زنگ شتر» در دو بخش «صورتگر نقاش» با شعری از مولانا و «ساز و آواز» با شعری از حافظ به اجرا درآمد. شهرام ناظری با همراهی نوازندگان گروه «دوستی» خواند: «صورتگر نقاشم، هر لحظه بتی سازم وانگه همه بتها را، در پیش تو بگذارم....» و در ادامه: «در نظربازی ما بیخبران حیرانند / من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی / عشق داند که در این دایره سرگردانند....» در ادامه، چهارمضراب، ساز و آواز، قطعه «عاشقکشی» با شعری از مولانا و نثر بایزید بسطامی اجرا شد و سپس تصنیفهای «ساقیا» و «بیگاه شد» از شعرهای مولانا اجرا شد. شهرام ناظری خواند: «روشنتر از خاموشی، چراغی ندیدم. و سخنی، به از بیسخنی نشنیدم.....» و در بخش دیگر: «بیگاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شد خیزیدای خوشطالعان! وقت طلوع ماه شد...» در ادامه، قطعات «صورتگر نقاش» از ساختههای شهرام ناظری و چهارمضراب «عاشقکشی»، «ساقیا» و «بیگاه شد» از ساختههای حسین علیزاده اجرا شد. در پایان کنسرت «ترنمی در هوای بیچگونگی» به در خواست مردم، گروه «دوستی» دو قطعه کردی نواختند. کنسرت گروه «دوستی» تا هشتم مردادماه در سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی تهران به همتمؤسسه فرهنگی - هنری ققنوس به صحنه میرود. | ||
منبع : ایسنا |
گفتوگوی دلآواز با محمدرضا شجریان «ربنا» متعلق به همه مردم است شجریان گفت: من از این ربنا نه بهره ای می برم و نه شهرتم را زیادتر می کند، من کارم را 32 سال پیش انجام داده ام و آن را به مردم هدیه داده ام. حالا برای ثواب یا وجدانم باشد این ربنا مال مردم است و من هم اجازه ندارم این را از مردم دریغ کنم. به همین دلیل رادیو و تلویزیون هم نمی تواند ربنا را از مردم دریغ کنند یا ربنای دیگری را جایگزین آن کند. |
پایگاه اطلاعرسانی موسیقی ایران: روابطعمومی شرکت دلآواز منتشرکننده آثار محمدرضا شجریان استاد آواز ایران در آستانه ماه مبارک رمضان، گفتوگویی که با این هنرمند برجسته کشور انجام داده است که در ادامه میآید. |
روزگار- ابوالحسن مختاباد: شهرام ناظری در سیر تاریخی آواز ایران یک استثناست و این استثنا را هم خداوند بر آن صحه گذاشت. صدایی به او بخشید که تقریبا از نظر جنس و ساختار صوتی نمونه و مثالی ندارد ، در کنار آن او را در وادی هایی قرار داد تا همانند عاشقی بی قرار یک دم از کوشش و تلاش در جهت ارتقای آگاهی های خود نسبت به موسیقی آوازی ایران دست نشوید کاری که او روی شعر مولوی کرد در شناساندن این شاعر به بسیاری از غربیان تاثیری جدی داشت .
نگارنده خود به یاد دارد زمانی که با خانم کلارا خانس ، از دوستان احمد شاملو و مترجم آثار او به ایران آمد و خواستار ملاقات با آقای ناظری شد ، در دیداری که من و خواهر زاده و دوست شاعر پیشه ام ( محسن عمادی ) با آقای ناظری در منزل شان در بام تهران داشتیم ( یکی دو سال بعد از فوت شاملو ) خانم خانس گفت صدای ناظری باعث شد او به ادبیات فارسی و مولوی علاقه مند شود . صدایی که ابتدا در سالهای میانی دهه 60 آن را در اسپانیا شنید و شگفت زده شد که گویی این صدا از اعماق تاریخ منتشر میشود . همانجا که همانند شخصی جادو شده در پی آن رفت تا بفهمد این صدا چه در خود دارد و از چه زبانی با مخاطبانش سخن میگوید . بسیاری دیگر هم با صدای ناظری چنین وضعیتی پیدا کرده اند … از آن رزمنده ای که در جبهه های جنگ « اندک اندک » و « کاروان شهید » را زمزمه میکرد تا آن راننده کامیون تا آن پزشک و مهندس و دکتر و دانشجو و جوان و ….همه و همه از صدای ناظری خاطرات خوب و خوشی در ذهن و ضمیر دارند . ناظری در سپهر موسیقی آوازی ایران جای خاصی داشته و دارد ، تجربه های او در تمامی سنین ، میوه های پر منفعت و برکت خیزی را برای موسیقی آوازی ایران به همراه داشته است .
همچنان که در شناساندن برخی قله های شعری ایران همانند مولوی و در یم دهه اخیر فردوسی نقشی خیره کننده داشته است .او چند سالیست که سر در گریبان شاهنامه کرده است و با این شعر و شاعر حکیم اش است دمخور است . همچنان که بامولوی عجیب دمخور شد و البته خود چنان که میگوید علاقه اش به موسیقی حماسی ایران سبب شد ابتدا به مولوی و اینک توسط خود مولوی به سمت فردوسی و شاهنامه کشیده شود . زمانی که آواز اساطیر به بازار موسیقی آمد نخستین حرکتهای اودرباره موسیقی آوازی و شاهنامه شکل بیرونی به خود گرفت . اما کاری که ناظری در باره شاهنامه حکیم فردوسی کرد ، به اعتقاد اهل فن بیشترین هم خوانی و همقرایی را با شعر فردوسی و موسیقی ایجاد کرده است . گفت و گوی ما با استاد ناظری یک ماه قبل انجام شد و هدف هم این بود که به اطلاعات دقیق تری از چگونگی کارش با شاهنامه فردوسی برسیم ، رفت و برگشت چند باره مصاحبه کار را به تاخیر انداخت اگرچه سبب شد این اطلاعات دقیق تر و صحیح تر شوند . در هر حال این گفت و گو را زمانی میخوانید که آقای ناظری و گروه دوستی به سرپرستی حسین علیزاده در صدد اجرای کنسرتی در تالار میلاد نمایشگاه بین المللی کتاب تهران ( 5 تا 9 مرداد ) هستند . بحث با آقای ناظری با چگونگی این همکاری شروع شد و عمده آن به طرح دراز مدتش درباره شاهنامه فردوسی اختصاص میابد …
برای مشاهده اصل مصاحبه با شهرام ناظری و نیز یادداشتها و مصاحبه های هنرمندان موسیقی چون حسین علیزاده ، حسین پرنیا ، سعید فرجپوری و بهنام سامانی و نظراتشان درباره گروه دوستی و شخص شهرام ناظری لینک زیر را کلیک نمایید.